-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و ولادت مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
رموز گنج نهـان را گشود و افشا کرد تو را در آیـنۀ حُـسن خود هـویدا کرد کلید عشق نهان، دست کعبه مخفی بود که قفل خانۀ خود را به روی تو وا کرد خدا به کعـبه و محـراب مسجـد کـوفه جوار قرب خودش را نصیب مولا کرد چنان به خـلـقت مولا نهـاد سنگ تمام که خود جمال خودش را در او تماشا کرد شکوه و شوکت عقل نخست را، یکجا به جز مقام نبی، در دل عـلی جا کرد علی به راه عدالت، نخست قربانی ست ز تفته آهن عـدلش، عـقـیل پروا کرد! علی به وسعت جهل جهانیان تنهاست وگرنه عـالم و آدم ز عـدل احـیـا کرد زبـان مـأذنـههـا تـا ابـد ز نـام عــلــی گـلـوی زخـمـی توحـید را مـداوا کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بر مـس وجـود کـیـمـیـا آمده است بر عـالمـیـان گـرهگـشـا آمده است ************
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ای دل از خویش گذر کن که علی میآید جانب عشـق سفـر کن که عـلی میآید منتـظـر بـاش اگر شـوق ولایت داری کعبه را خوب نظر کن که علی میآید بوی عطر از طرف بیت خدا برخیزد یاسها را تو خـبر کن که عـلی میآید اصل خورشید همین مولد کعبهست، بیا ظلمت از سینه بدَر کن که علی میآید اگـر از آیـنـۀ صبـح گـلـی میخـواهی رو به گلزار سحر کن که عـلی میآید زین بیابان که در آن خیمه زدی بیرون شو عزم صحرای دگر کن که علی میآید پای بـگـذار به مـیـقـات ولایت امروز خـیز و احرام بـبَر کن که عـلی میآید مثل جـبـریل به یُـمـن قـدم سر سـبزش دیده را غرق گهـر کن که علی میآید شستـشو ده دل خود را ز نگـاه دگران از همه خلق حـذر کن که عـلی میآید عـطـر آیـات الـهـی ز لـبـش میریـزد آیـۀ نـور ز بَـر کـن کـه عـلـی مـیآیـد آسـمـان آیـنـهدار رخ او شد « یاسـر» جلوه چون روی قمر کن که علی میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
کعبه نورانی شده از مقـدم نـور الهدی رونـمایی شد درون کـعـبه دُرّ هل أتی قبلهگاه مسلمین جـوری تـرک برداشته مادر خورشید بود و وضع حملی باشرف کعبه بود و آفتابِ گـوهری بین صدف در تن بیجان کعـبه گوئیا روحی دمید باز شد قـرآن ناطق روی دست فاطمه شد فروزان از درون کعبه نوری قائمه نور بالا رفت و شد عرش معلّی منجلی آمده شاه قوی شوکـت، عِـماد الاصفـیا معدن الاسرار خـلقت، پیـشـوای انـبـیا خوانده او را در اُحُد روح الامین با این شعار اوست شمشیر خدا، کرّار وقت کارزار تیغ ایمانش کند هر لشکری را تار و مار اوست قتّال العدو، یک شیر از نسل اسد روی چون ماهش شده بر شیعیان بدرالدُّجی جای پـایش شد صـراط المستـقیـمِ اولیا بهر هر ذکر و دعایی، (یاعلی) حُسن ختام هر که در دنیا غلام اوست آقا میشود قطره آید سوی او یک روزه دریا میشود درک یک خط مدح او بالاتر از ادراک ماست نِقمَةُ الله عَـلَی الفُـجّـار یعـنی مـرتضی نعمتُ الله عَـلَی الابـرار یعنی مرتضی پیروِ(مَن کُنتُ مولا) در غدیر مصطفی طبق قرآن بعد احمد میشود صاحب مقام کوریِّ آل سـقـیـفـه مـیشـود اول امـام هر عمل بیحبّ حیدر باطل اندر باطل است مرهم درد دل شیعهست درمـان نجـف شد مراد ما طواف صحن و ایوان نجف کاش من خاکی برای سنگ ایوانش شوم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
عالم دوباره غرق سرور و شعف شده هر مشکل و غمی ز بشر برطرف شده هاتف بخوان که ماهِ دل آرای ما رسید مژده که جشن دلبـرِ معـبود کعـبه شد غرقِ صفا وجود پُر از جودِ کعبه شد خورشید مذهب از پسِ پـرده در آمده او آمــده بــشــر طــلـبِ آبـــرو کــنــد آقا شود کـسی که عـلی رو بر او کند ترسی فتاده در تنِ مبغوضِ چون حِمار آنکه گرانبها چو عقیق است علی بود با خالقِ خودش چو رفیق است علی بود یک ضربه زد سپاهِ خـداوند برنده شد هرگز کـسی نیـامـده هـمـتـای او شَوَد لفظی پـدیـد نـیـامـده مـعـنـای او شـود شکر خـدا که طـالـعِ من مُنـجَـلی شده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام جواد علیهالسلام
آمدی و غـصهها از خـانۀ دل جمع شد وقتِ آسانی رسید و هرچه مشکل جمع شد سفرههای وصلهدار و خالی از یک لقمه نان با دو دست مهربانت رفت و کامل جمع شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام جواد علیهالسلام
آمد به جهان آنکه به ما باب مراد است با آمدنش قلب رضا روشن و شاد است همنام محـمـد بود او، به به از این نـام زیــبـا شـجــر بـاغ ولا بـار بـدادهسـت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام جواد علیهالسلام
ای کسی که هر گره با دست تو وا میشود دردهای بـیدوا بـا تـو مـداوا میشـود راه بیرون آمدن از سختی و غم یاد توست در شدائد، رحمت و لطف تو پیدا میشود این گرفتاری زبان شکر من را هم گرفت زشتی این روزها، با شکر زیبا میشود ترس تنگی نفس یا ترسْ از تنگی قـبر ترس دارد بنده از وقتی که تنها میشود التماست میکنم فـوراً گناهم را ببخـش گر نبخشی قـامـتم زیر گـنه تا میشود زحمت من را فقط مـادر تـقـبل میکند بچه بد، دست بر دامان زهـرا میشود هر مریضی را به درگاه رضا میآورند خوش بحال ما که خوشحال است و بابا میشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام جواد علیهالسلام
عید در عیدست ماهِ غـرقِ انوارِ رجـب در مـیان سـال بر (مـاه خـدا) دارد لـقب در رجـب بـاب الـمـراد نسل احـمد آمده در بـر سـوّم عـلـی، سـوّم مـحـمـد آمـده شد دهم روز رجب، یک ماه کامل آمده دلبری شـایـسـته بر دلهـای سـائـل آمده شد شکوفا در میان عرش، لبخـند رضا بر رضا شاه خراسان بهتر از این عید نیست آمده آن شاه که بر عصمتش تردید نیست خط به خط اوصاف او شرحی به اوصاف خداست سروری والانشین از نسل بیهمتاست او گوهری نیکوگهر از هشتمین دریاست او از کرامت او شده باب المـراد اهل بیت خلقتـش بـوده شـبـیه کـلّ اجـدادش نـکـو می برد از ابن اکثم عـلم و حلـمش آبـرو سرمۀ چشمان عشّاق است خاک کاظمین اوست الحـق بعد بـابـایش امام و پـیـشوا می شود او رهنمای شیعیان بعد از رضا شکر ایزد بر رضا هستم غلام خانهزاد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام جواد علیهالسلام
مـاه پـیـدا شد و دریـا به تـلاطـم افتاد لب گـل تر شد و بـاران به ترنم افتاد در جواب »ارنی» نور حق از راه رسید مژده آمد، که خدا هدیه کند غـفـرانش سائل آمـد، پی آن بـرکـت بیپـایـانش خوشه چینند رسولان همه از خرمن او عشق با زمـزمۀ خـنـدهاش آغـاز شده شعر از صحـبت او قافـیه پرداز شده گرچه او کودک و هر چند که کم سال بود نـور او از افـق زهـرۀ زهـرا تـابـیـد نـام او آیــنــۀ نــام مـحــمــد گــردیــد برکت و خیر بود همره فـرزند رضا هر چه گفتیم و بگوئیم از او کم باشد مـادح مـادر او سـورۀ مــریـم بــاشـد در حریمش به دل این مسئله ظاهر گردد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام جواد علیهالسلام
از شعف از شوق سرشارم، ندارم غصهای خوب شد حالِ بد و زارم، ندارم غصهای قرعهٔ فالم به دست صاحبِ «بخشش» رسید یاورم شد! بخت شد یارم، ندارم غصهای نورِ چشم هشتمین خورشید دین شد ضامنم شد سبُک از معصیت «بارم»، ندارم غصهای تا سحر در فکر لطفش میروم تا کاظمین بـا دلـی آرام بـیـدارم، نـدارم غـصـهای دوستش دارم! به دست مهربانش بارها برطرف شد بغضِ بسیارم، ندارم غصهای با دعایش مشکلاتم یک به یک حل میشود پس اگر گاهی گرفتارم؛ ندارم غصهای سائلم آنجا که حاجت را نگـفـته میدهد گرچه مدیون و بدهکارم، ندارم غصهای در دو عالم بر سرم هر چه بلا نازل شود تا جواد إبن الرضا دارم، ندارم غصهای
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام محمد باقر علیهالسلام ( ماه رجب)
آسمان بر لبش آورده غزل خـوانی را برده با خود تبِ سرمـای زمستـانی را روز و شبها شده شیرین و رطب آمده است عاشقی باب شده؛ ماه رجب آمده است سرزده روی به درگاه ببَر منتظر است پای سجاده، شبانگاه و سحر منتظر است دل خـود را نـگـذاری که بماند بیـمـار شب به شب رنگ و لعابی بده با استغفار نـغـمـهٔ هـلهـلـه از آخـرِ افـلاک رسـید اول ماه رجـب هست مـصادف با عید هست هـمـنـام پـیـمبـر شده آئـیـنهٔ ذات نرخ دیدارِ رُخش هست هزاران صلوات میشود خط به خطِ سیرهٔ او درس آموز مینشیند همه عالم به کنارش یکـروز تا شود کشتهٔ آن جـاذبه طـبق معـمـول تا فدایش بشود لحـظـهٔ تـدریس اصول کاش بشکـافـد و از سینه بگیرد دل را کـاشـکـی رد نکُـنـد هـدیـهٔ نـاقـابـل را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام محمد باقر علیهالسلام
چشم زین العابدین روشن ز نور این پسر نور رخسار پسر دارد نشان از آن پدر این محمّد فِی المَثل عطر محمّد میدهد با نگاهی از دل هر شیخ و شابی دل برد باقـر عـلـم عَـوالِـم پا نـهـاده بر جـهـان روشن از اَنوار او گشته زمین و آسمان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای آفـــتــاب ذرهنـشــیـن ســرای تـو هفت اسمان بنا شده از خاک پای تو روی تو در جمال خداوند دیدنیست وقتی که چشمهای تو وا شد به این جهان نـوری دمـیـده شد به بـلـنـدای آسمان لالایـی تـو را به مـلکها سـپـردهاند خـیـر کـثـیـر از نـظـرت آفـریـده شد جـبـریل زیـر بـال پـرت آفـریـده شد آنان که خاک را به نظر کـیـمیا کنند از انعکاس نـور تو عـالم درست شد تصویری از حقیقت اعظم درست شد گرچه جهان به دور سر تو مدور است حـیـدر اگـر نـبـود پـیـمـبـر نـداشـتـیم حـیـدر نـبـود سـاقـی کـوثـر نداشـتـیم با این جـلال منزلت و عـزّت وجـود تــو حـجـت تـمــام تــمــام ائــمّــهای هر صبـح و ظهـر شام سلام ائـمّهای یک آسمان فـرشته کـنـیز کـنـیزهات مادر جلال پشت حجـابت سرآمدست از کور هم گرفتن رویت زبانزد است تو کـوثـری از همه این جهان سری داده خـدا از شب قـدرش به عقـل کد هرگز ادای قدر تو در این جهان نشد با دست گرم تو دل خورشید گرم شد از آن زمان که دیده گشودم بری شدم مشغـول عشق بازی در نوکری شدم دارم من ازدعای تو این مهر نوکری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
نـسیـم میوزد و باده خـوشگـوار شده گلی شکـفـته که سرچـشـمۀ بهـار شده کسی که از تبعات وصال و هجرانش خوش است فرش ولی عرش سوگوار شده عیان شده است که سرّ نهان خلقت کیست نـوشـت اوّل دفــتــر از ابـتــدا زهــرا از ابـتــدای ازل تـا بـه انـتـهــا زهـرا مـیان عـرصـۀ مـیـقـات پـای بـگـذارد کـه رو کـنـد سـنـد افـتخـار خـلقـت را نشان دهـد به همه شاهـکـار خلقت را که جن و انس بفهمند کار ما با توست به اوج شـأن و مـقـامت سـری نمیآید کـسـی نـیــامــده و دیـگـری نــمـیآیـد نگـات مـور وجـود مرا سلـیـمان کرد تو و صفات تو را هر چقدر سنجـیدیم و هر چه در دل این بیکـرانه چرخیدیم بهـشت میشـود آنجا که تو نگـاه کنی ز کنه ذات تو این عقل کم چه میفهمد شب سیـاه دل از صبحـدم چه میفهمد شده است نام تو سربند هر جوان شهید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
امشب دوباره ذات حق بر ما عنایت میکند با نور خود بار دگر ما را هدایت میکند مـحـبـوب حـی سـرمـدی اُمّ ابـیـهـا آمـده امشب به روی خلق عالم درب رحمت وا شده در شادمانی و شعف هر نقطه از دنیا شده نوری دوباره جلوهگر سوی زمین آمد پدید جبریل وحی از آسمان بر مصطفی داده نوید در هر طرف گر بنگری برپا شده جشن ولا گلریز کـشته زیر پای دخـت ختم الانبیا شهر مدینه کـوی او دارالامان انبـیاست هرکس بر او رو آورد از لطف حق حاجت رواست ای شیعیان مرتضی امشب شب میلاد اوست در محفل میلاد او هر دل شکسته یاد اوست ای نور چشم مصطفی امشب منم مهمان تو از لطف و جودت فاطمه بنشستهام بر خوان تو شکر خدای مهـربان دارم ولایت فاطمه بر من تو از روز ازل داری عنایت فاطمه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
طلوع حُسنت ای زهرا چو پیدا شد درین عالم چکید از نام سرسبزت کران تا بیکران شبنم تو بودی پیش از اینها و حضورت را درین دنیا گواهی میکند حوا، شهادت میدهـد آدم نه رنگی داشت نه بویی زمین و آسمان بی تو خدا آورد نامت را، بهشتی شد جهان کم کم تو را زهره تو را زهرا بنامید و به عرشت بُرد وَ رُجحان داد نامت را کنار عصمت مریم قصور ماست این که پی نبردیم آسمانت را که بر کُنه مقـامـاتت بود تنها خـدا اعـلم بزرگی در مقامت میسزد اینگونه بودن را که حتی بوسه بر دستت زند پیغمبر اعظم از آن رو کوثرت گفتند ای جاری تر از دریا که بارانی و میباری گهی پُر جوش گه نم نم به یُمنت رایت خورشید را افراشت در دنیا خدا اینجاست در این سو همین جایی که زد پرچم به شوقت مینشیند اشک شوق و خندهام بر لب در این بازار آوردم غم و شادیت را درهم تمام ذرهها زر شد به دست فضهات آری ز درگـاه کـنـیز تو گـدایی میکـند خـاتم مگیر از دستهایم ریسمان مهر خود زهرا که پیوند دلم با تو شده زین ریسمان محکم جهان با یک تبسم فاطمه آغاز میگردد بیا ای شـادی عـالـم بـیا ای خـنـدۀ خـاتم جمادی مـاه تابش بود بهر فاطـمه ورنه ز اول خلـقـت او بود در آئیـنـهای مُبهـم که اول فاطمه آمد؛ وَ یا احمد؛ وَ یا حیدر توان خواندن حدیثش را ز قول حق تعالی هم نگردی تا که مَحرم راز خلقت را نگویندت وَ زهرا راز خلقت باشد و گویند با مَحرم حضور آفتاب است و طلوع سبز گل «یاسر« مبارک باد این محضر مبارک باد این مَقدَم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
شد دوباره عرش حق روشن ز انوار نبی شد شکـوفا لالۀ خـوشـبوی گـلزار نبی بر روی لب هـای پیـغـمـبر تـبـسّـم آمده در حقیقت در لباس انس، یک حور آمده بـر دل کـلّ خـلایـق خـالـقِ شـور آمـده قلب شیعه در دو دنیا مبتلای فاطمهست آمـــده اُمُّ الائــمـّــه، مــــادر آل عــبـــا بـاغـبـانِ لالــههـای خـانـدان هــل أتـی روح حق در پیـکـر دردانۀ احـمد دمید از ازل شیعه شده مجنون و لیلا فاطمهست تا ابـد قـلـب تـمـام اولـیـا با فـاطمهست حبّ زهرا میشود تنها صراط المستقیم شد برائت از عدوی فاطمه اصل اصول او مسلّم شاهکـار خـلقت ربّ جلیست عالم از خورشید روی انور او منجلیست آمـده تـا جـانـفـدای فـاتـح خـیـبـر شـود میرسد روزی که او مضطر شود در پشت در قدکمان از غربت حیدر شود در پشت در میشود در بین کوچه روبه روی مرتضی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
امشب دوباره عاشقان نور خدا شد جلوهگر از لطف خلاق مبـین نخـل ولا داده ثمر ای عـاشـقـان ای عاشـقـان اُمّ ابیهـا آمده امشب ز بیت مصطفی دخت پیمبر آمده معنی و آیات خـدا، تـفـسـیر کـوثـر آمده درهای رحمت از سوی خلاق سرمد وا شده امشب به بیت مصطفی شورو شعف برپا شده پـیک الهـی آورَد، پـیـغـام خـلاق مـبـین تبریک گو نازل شده، بر رحمةاللعالمین امشب زمین و آسمان گردیده گلریزان حور مکه شده از مقدم این مه چنان وادی طور این نور حی سرمدی، ماه جمالش چون نبیست ممدوحۀ پیغمبر و علم وکمالش چون نبیست با بذل جان وهستیات دین خدا مرهون توست تاعرصۀ روز جزا هر شیعهای مدیون توست چون حیدر و پیغمبراست، جود و سخایت فاطمه بار دگر گـردیدهام، شـرمـندۀ احـسان تو مولاتـنا یا فـاطـمه، امشب منم مهمان تو از کودکی خویشتن، هستم گدایت فاطمه ای غمگسار مرتضی جانم فدایت فاطمه ای زینت شهر نبی، عالم همه شرمندهات با این همه جود و سخا، خوبان عالم بندهات
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
سپاس آن بانویی که شد جهان محو کراماتش زمان میایـستد از شوق هنگام مناجاتش تمام خانۀ زهرای اطهر رنگ احمد داشت تمام آسـمانها و زمـین تحت فـرامـینـش اجابت میچکد وقت دعا کردن از آمینش نمازش را ببین، پشت سرش صدها مَلَک دارد ملائک روز و شب تسبیح میگویند زهرا را نمیخواهم بدون عشق زهرا صبح فردا را شکوه فاطمه پنهان شده در جملۀ لولاک خـدا قـبلـهنـما را میکـشد سمت نگـاه او که حتی کعبه هم زانو زده در پیشگاه او علی وقت سحر محو تماشای نماز اوست فقط سنگ علی را میزند بر سینهاش زهرا که ذکر هر قنوت او شده مولای یا مولا زمین و آسمان روزی خورِ دست کریمِ اوست نخی از چادر او نیز اعجاز آفـرین باشد که حتی فضهاش هم با ملائک هم نشین باشد یقین دارم مزار پاک او پیدا تر از پیداست به نص آیۀ تطهیر اصل هر طهارت اوست پناه و دستگیر شیعه در روز قیامت اوست جهان را تا ابد از عشق حیدر میکند سرشار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
گرچه در سِرِّ هوالهو همۀ ها زهراست گرچه در جانِ حرا چلۀ اِحیا زهراست بنویسید فقط حـضرتِ زهـرا زهراست آنکه در ذائقۀ عشق تصرف کردهاست آنکه پیش از قدم خویش تشرف کردهاست تـا بـدانـنـد چــرا اُمِّ ابـیـهــا زهـراسـت از خـدا جــلــوۀ او گـرمِ دلآرایـی بـود مـوقـع آمـدنـش عـشـق تـمـاشـایـی بود قبل میلادِ خـدیجـه به تـمـاشا زهراست دید حق نور فقط نـور جهان میخواهد قلبِ بی جانِ زمین یک ضربان میخواهد گفت ای جهل و خرافات مهیا زهراست دخـتـری آمـده تا زن به کـمـالش برسد تاکه زمـزم به تـمـاشـای زُلالـش برسد تا بـبـیـنـند همه کار فـقـط با زهـراست آمـده تـا بـنـشـیـنـد بـه شـبـسـتـان عـلی آمـده تــا بــرود بـاز بـه قــربـان عـلـی تا بمـیـرند حـسودانِ عـلی تا زهراست شیر وقتی که به سر، تیغِ دوسر میچرخاند مثل گرداب سر و دست و سپر میچرخاند همه دیدند رجـزهای عـلی یا زهراست آب را مهریهاش ساخت که باران بشود دو سه خرما به کسی داد که سلمان بشود مـادر ایـنـهـمـه آلالـۀ زیـبــا زهـراست مادری کرد و به ما لطف، فراوان کرده با حسینش همه را مستِ حسن جان کرده به شـهـیدان حـرم زمزمۀ ما زهراست گـفته بودیم به این خصم خزانش برسد صبـر کـردیـم فـقـط تا هـیجـانش برسد لب اگر تر بکـند نعـرۀ ما یا زهـراست
: امتیاز
|
























